نادر خلیلی یکی از متفاوتترین معماران ایرانی قرن بیستم بود؛ معماری که مسیر حرفهای خود را با ساختمانهای مدرن و متعارف آغاز کرد، اما در میانه زندگی تصمیم گرفت مسیر کاملاً متفاوتی را انتخاب کند.
او به جای اینکه بیشتر و بیشتر با بتن، فولاد و آسمانخراشها کار کند، به سراغ چیزی رفت که تقریباً همهجا وجود داشت:
خاک.
اما داستان خلیلی فقط داستان ساختن خانه با خاک نیست.
داستان او درباره بازگشت به معماری سنتی ایران، شناخت دوباره قوس و گنبد، استفاده از مصالح بومی، مقابله با بحران مسکن و حتی تصور ساخت خانه در ماه و مریخ است.
نتیجه این جستوجو، روشی شد که امروز آن را با نام SuperAdobe یا ابرخشت میشناسیم؛ سیستمی که نادر خلیلی توسعه داد و بعدها برای سرپناههای اضطراری و کمهزینه در نقاط مختلف جهان مورد استفاده قرار گرفت.
نادر خلیلی که بود؟
نادر خلیلی در سال ۱۹۳۶در تهران متولد شد و در سال ۲۰۰۸ در کالیفرنیا درگذشت.
او از یک خانواده پرجمعیت ایرانی بود و آموزش او فقط به معماری محدود نشد. خلیلی در ایران با ادبیات و شعر فارسی آشنا شد و بعدها تحصیلات مهندسی و معماری خود را در خارج از ایران ادامه داد.
منابع مربوط به زندگی او، خلیلی را یک معمار، نویسنده، مدرس، انساندوست و نوآور ایرانی-آمریکایی معرفی میکنند.
اما شاید مهمتر از محل تولد و مدارک تحصیلی او، چیزی باشد که بعدها خودش را به آن متعهد کرد:
پیدا کردن راهی برای ساختن خانه برای کسانی که پول کافی برای ساختن خانه ندارند.
این ایده، تقریباً تمام مسیر حرفهای بعدی او را شکل داد.
یک معمار مدرن که از معماری مدرن فاصله گرفت
خلیلی در ابتدای فعالیت حرفهای خود، معمار یک زندگی کاملاً متفاوت بود.
او پروژههای متعارف معماری را طراحی میکرد و با ساختمانهای مدرن، سازههای شهری و ساختمانهای چندطبقه سروکار داشت.
اما بهتدریج یک سؤال اساسی ذهن او را درگیر کرد:
آیا معماری واقعاً باید فقط برای کسانی باشد که توانایی پرداخت هزینههای بالای ساختوساز را دارند؟
این سؤال باعث شد نگاه خلیلی به معماری تغییر کند.
او متوجه شد که در بسیاری از نقاط جهان، مخصوصاً مناطق خشک و کمبرخوردار، چیزی که مردم ندارند لزوماً «مصالح» نیست؛ بلکه سیستم مناسب برای تبدیل منابع موجود به سرپناه است.
و اینجا بود که دوباره به ایران بازگشت.
سفر با موتور در دل کویر ایران
یکی از جذابترین بخشهای زندگی نادر خلیلی، سفرهای او در مناطق کویری ایران است.
در دهه ۱۹۷۰، خلیلی پس از تجربه معماری مدرن، راهی مناطق روستایی و کویری ایران شد تا معماری بومی را از نزدیک مطالعه کند.
طبق اسناد منتشرشده توسط جایزه آقاخان، او در سال ۱۹۷۵ دفترهای خود در لسآنجلس و تهران را ترک کرد و با موتور سیکلت به مناطق کویری ایران رفت تا شیوههای سنتی ساختوساز با خاک را مطالعه کند.
او در این سفرها با معماریای روبهرو شد که قرنها پیش از ظهور معماری مدرن توانسته بود با کمترین امکانات، شرایط سخت اقلیمی را مدیریت کند.
خانههای خشتی.
طاقها.
گنبدها.
دیوارهای ضخیم خاکی.
حیاطهای مرکزی.
و سازههایی که بدون وابستگی شدید به مصالح صنعتی، با خاک همان منطقه ساخته میشدند.
این تجربه برای خلیلی یک نقطه عطف بود.
او دیگر خاک را یک مصالح ارزان و ابتدایی نمیدید.
بلکه آن را یک مصالح معماری هوشمند و قابل توسعه میدانست.
دانشگاه پرینستون نیز در معرفی پژوهشی درباره معماری کویری خلیلی، سفرهای او در معماری کویری ایران در اواخر دهه ۱۹۷۰ را بهعنوان بخش مهمی از مسیر فکری او مطرح میکند.
چه چیزی از معماری ایرانی الهام گرفت؟
نادر خلیلی قرار نبود معماری سنتی ایران را عیناً کپی کند.
کار مهمتر او این بود که تلاش کرد منطق پشت معماری سنتی ایران را بفهمد.
در معماری مناطق خشک ایران، شکل ساختمان اتفاقی نبود.
وقتی یک معمار ایرانی از گنبد استفاده میکرد، فقط به زیبایی آن فکر نمیکرد.
گنبد یک پاسخ سازهای بود.
طاق یک پاسخ سازهای بود.
دیوار ضخیم یک پاسخ اقلیمی بود.
خاک محلی یک پاسخ اقتصادی بود.
حیاط مرکزی یک پاسخ اقلیمی و اجتماعی بود.
و فرمهای منحنی در بسیاری از سازههای سنتی، نتیجه سالها تجربه در برابر گرما، باد و کمبود منابع بودند.
خلیلی تلاش کرد همین منطق را به زبان معماری معاصر ترجمه کند.
به همین دلیل میتوان گفت ابرخشت صرفاً یک «کیسه پر از خاک» نیست.
پشت آن، یک ایده معماری عمیقتر قرار دارد:
استفاده از مصالح موجود در محل و تبدیل اصول معماری بومی به یک سیستم ساختوساز معاصر.
جایزه آقاخان نیز در توصیف پروژه خلیلی به استفاده از فرمهای سنتی طاق، قوس و گنبد اشاره میکند و آنها را در کنار فناوری جدید کیسههای خاک و سیم خاردار قرار میدهد.
گِل + آتش؛ اولین انقلاب نادر خلیلی
ابرخشت اولین ایده بزرگ خلیلی نبود.
او ابتدا روی چیزی کار کرد که بعدها به نام گلتافتن شناخته شد.
واژه گلتافتن را میتوان به مفهوم «گل و پختن» یا ترکیب خاک و آتش مرتبط دانست.
ایده او بسیار جالب بود:
اگر میتوان از خاک خانه ساخت، چرا نتوان خود ساختمان را مانند یک قطعه سفال بزرگ پخت؟
به این ترتیب خلیلی روی ساخت چیزی کار کرد که به Ceramic House یا خانه سرامیکی معروف شد.
در این سیستم، خاک ابتدا به شکل سازه درمیآمد و سپس با استفاده از حرارت، به ساختاری مقاومتر و شبیه سرامیک تبدیل میشد.
این ایده نشان میدهد که خلیلی از همان ابتدا فقط به «ارزان بودن» فکر نمیکرد.
او میخواست خاک را به یک ماده ساختمانی با عملکرد بالا تبدیل کند.
خلیلی برای توسعه سیستم Earth-and-Fire، تحقیقات و آزمایشهای گستردهای انجام داد و بعدها این ایده را در مسیر تحقیقات خود درباره سکونت در فضا نیز گسترش داد.
نادر خلیلی به سراغ ماه رفت!
در نگاه اول شاید عجیب باشد:
یک معمار ایرانی که در کویرهای ایران درباره خانههای خشتی تحقیق میکند، چه ارتباطی با ناسا دارد؟
اما دقیقاً همینجا داستان خلیلی جذاب میشود.
در سال ۱۹۸۴، سکونت انسان در فضا به یکی از محورهای اصلی فعالیتهای او تبدیل شد.
خلیلی ایدههایی برای ساخت سازه در ماه ارائه کرد و طرحهایی مانند Magma Structures و سیستم Velcro-Adobe را مطرح کرد؛ سیستمی که بعدها مسیر توسعه آن به SuperAdobe رسید.
او در سمپوزیوم ناسا درباره پایگاههای ماه و فعالیتهای فضایی قرن بیستویکم شرکت کرد و بعد از آن بهعنوان دانشمند مهمان با Los Alamos National Laboratory همکاری کرد.
همچنین مقالات او در زمینه سازههای فضایی و معماری در نشریات تخصصی منتشر شد.
ایده اصلی او بسیار ساده اما قدرتمند بود:
اگر قرار است روزی روی ماه یا مریخ خانه بسازیم، چرا باید مصالح ساختمان را از زمین به آنجا ببریم؟
بهتر نیست از چیزی که همانجا وجود دارد استفاده کنیم؟
این سؤال در واقع همان سؤالی بود که سالها قبل درباره روستاهای ایران پرسیده بود.
در ایران:
خاک زیر پای مردم → خانه
در ماه یا مریخ:
خاک سطح سیاره → سازه
همین طرز فکر، یکی از ویژگیهای منحصربهفرد معماری خلیلی بود.
SuperAdobe؛ وقتی خاک وارد یک کیسه شد
اما چگونه این ایدهها به ابرخشت رسیدند؟
خلیلی در مسیر تحقیقات خود به یک راهحل بسیار ساده رسید.
اگر خاک را داخل کیسههای طولانی بریزیم و این کیسهها را روی یکدیگر قرار دهیم، میتوانیم دیوار بسازیم.
اگر این ردیفها را به شکل حلقهای ادامه دهیم و به سمت داخل جمع کنیم، میتوانیم به یک گنبد برسیم.
برای اینکه ردیفهای کیسه روی هم جابهجا نشوند، از سیم خاردار بین لایهها استفاده میشود.
به این ترتیب یک سیستم ساختمانی شکل گرفت که بعدها با نام:
SuperAdobe
شناخته شد.
سیستم SuperAdobe توسط نادر خلیلی و مؤسسه Cal-Earth توسعه یافت و در قالب یک سیستم ثبتشده نیز معرفی شده است. Cal-Earth اعلام میکند که این سیستم از معماری سنتی خاکی در کنار اصول معاصر ساختوساز استفاده میکند.
چرا گنبد؟
یکی از مهمترین نکات در معماری خلیلی، استفاده گسترده از قوس، طاق و گنبد است.
این فرمها برای او فقط یک انتخاب زیباییشناسانه نبودند.
در یک سازه گنبدی، نیروها عمدتاً از طریق فشار در پوسته سازه منتقل میشوند.
این موضوع باعث میشود بتوان با مصالحی مانند خاک، که در برابر فشار عملکرد مناسبی دارد اما در کشش ضعیف است، سازههایی پایدار ایجاد کرد.
در سیستم SuperAdobe، سیم خاردار نیز نقش مهمی در اتصال و مهار لایهها دارد.
بنابراین خلیلی در واقع دو ایده را با هم ترکیب کرد:
منطق فشاری معماری سنتی
یک عنصر کششی مدرن
و حاصل آن سیستمی بود که میتوانست با خاک، کیسه و سیم ساخته شود.
جایزه آقاخان نیز در توضیح فنی پروژه بر همین ترکیب تأکید میکند: فرمهای سنتی قوس، طاق و گنبد در کنار سیم خاردار بهعنوان عنصر کششی.
از ابزار جنگی تا ساخت خانه
یکی از عجیبترین جنبههای SuperAdobe این است که یکی از اجزای اصلی آن، یعنی سیم خاردار، معمولاً با جنگ و مرزبندی شناخته میشود.
اما خلیلی آن را وارد یک سیستم ساختمانی کرد.
کیسهها از خاک پر میشوند.
ردیفها روی هم قرار میگیرند.
سیم خاردار بین لایهها قرار میگیرد.
و همین ترکیب ساده میتواند به شکلگیری دیوار، قوس، طاق و گنبد منجر شود.
به تعبیر دیگر:
یکی از ابزارهای جنگ میتواند به ابزاری برای ساختن خانه تبدیل شود.
این تضاد، یکی از جذابترین جنبههای فلسفه معماری خلیلی است.
هدف اصلی خلیلی: ساخت خانه برای کسانی که پول ندارند
ممکن است با دیدن تصاویر گنبدهای زیبای SuperAdobe تصور کنیم که هدف خلیلی ساخت معماری خاص و متفاوت بوده است.
اما مسئله اصلی او چیز دیگری بود.
مسکن برای انسانهای بیپناه.
خلیلی به دنبال سیستمی بود که بتواند برای پناهندگان، قربانیان بلایای طبیعی و جوامع کمدرآمد، امکان ساخت سرپناه ایجاد کند.
در چنین شرایطی، یک سیستم ساختمانی ایدهآل باید:
مصالح ساده داشته باشد
به تجهیزات سنگین وابسته نباشد
قابل آموزش باشد
از مصالح محلی استفاده کند
هزینه ساخت را کاهش دهد
در برابر شرایط محیطی عملکرد مناسبی داشته باشد
و مردم بتوانند در ساخت خانه خودشان مشارکت کنند.
SuperAdobe دقیقاً با همین فلسفه توسعه پیدا کرد.
مطالعات مهندسی نیز این سیستم را بهعنوان روشی اقتصادی، کممصرف و سازگار با محیطزیست بررسی کردهاند.
Baninajar؛ جایی که ایده خلیلی به واقعیت تبدیل شد
یکی از مهمترین نمونههای عملی کار خلیلی، پروژه Sandbag Shelter در ایران بود.
این پروژه برای اسکان پناهندگان جنگی در خوزستان توسعه یافت و خانههایی با استفاده از خاک، کیسه و سیم خاردار ایجاد شد.
در این پروژه، فرمهای گنبدی و طاقی در کنار مصالح ساده قرار گرفتند تا سرپناهی کمهزینه ایجاد شود.
بر اساس گزارشهای مربوط به پروژه، نمونههای این سیستم در Baninajar در خوزستان برای اسکان پناهندگان عراقی ساخته شدند.
این پروژه اهمیت بسیار زیادی داشت؛ زیرا SuperAdobe دیگر فقط یک ایده روی کاغذ نبود.
ساختمان واقعی ساخته شده بود.
جایزهای که نام نادر خلیلی را جهانی کرد
در سال ۲۰۰۴، پروژه Sandbag Shelter Prototypes نادر خلیلی موفق به دریافت Aga Khan Award for Architecture شد.
این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بینالمللی معماری است.
نکته مهم این است که جایزه به «ایرانی بودن» خلیلی تعلق نگرفت؛ بلکه به پروژه و راهحل معماری او تعلق گرفت.
اما اهمیت موضوع برای ایران بسیار بیشتر است.
زیرا این پروژه نتیجه سالها مطالعه خلیلی بر معماری بومی و خاکی ایران بود.
آثار او نشان دادند که چیزی که در بسیاری از نگاههای مدرن ممکن بود «مصالح سنتی و قدیمی» به نظر برسد، میتواند با بازطراحی مهندسی به یک فناوری معماری معاصر تبدیل شود.
اسناد رسمی منتشرشده درباره جایزه آقاخان، Sandbag Shelter Prototypes را در میان برندگان سال ۲۰۰۴ معرفی میکنند و توسعه آن را به نادر خلیلی نسبت میدهند.
تأسیس Cal-Earth؛ مدرسهای برای معماری خاک
خلیلی نمیخواست SuperAdobe فقط در چند پروژه محدود باقی بماند.
او میخواست مردم بتوانند آن را یاد بگیرند.
به همین دلیل در سال ۱۹۹۱ مؤسسهای را در کالیفرنیا تأسیس کرد که بعدها به نام:
California Institute of Earth Art and Architecture – Cal-Earth
شناخته شد.
در Cal-Earth، روشهای ساخت با خاک، فلسفه معماری خلیلی و تکنیکهای SuperAdobe آموزش داده شدند.
این مؤسسه بعدها به یکی از مهمترین مراکز آموزش معماری خاکی معاصر تبدیل شد.
طبق اطلاعات رسمی Cal-Earth، آموزشهای این مجموعه به افراد و جوامع مختلف در نقاط جهان منتقل شده و فارغالتحصیلان آن در بیش از ۴۰ کشور فعالیت کردهاند.
نادر خلیلی فقط معمار نبود؛ نویسنده هم بود
خلیلی تلاش کرد ایدههایش را در قالب کتاب نیز ثبت کند.
از آثار او میتوان به کتابهایی مانند:
Racing Alone
کتابی درباره مسیر فکری و جستوجوی او برای یافتن معماریای بر پایه خاک و آتش.
Ceramic Houses and Earth Architecture: How to Build Your Own
کتابی درباره خانههای سرامیکی، معماری خاک و روشهای ساخت.
Sidewalks on the Moon
کتابی که ارتباط میان معماری، فناوری، سنت و ایده ساختوساز در فضا را دنبال میکند.
Emergency Sandbag Shelter
کتابی درباره ایده سرپناه اضطراری با استفاده از کیسههای خاک.
Eco-Village: How to Build Your Own
کتابی درباره ساخت سکونتگاههای پایدار.
او همچنین آثار مولانا، رومی، را مطالعه و ترجمه کرد و شعر و فلسفه رومی تأثیر عمیقی بر نگاه او به معماری داشت.
«تنها دویدن»؛ کتابی که مسیر فکری نادر خلیلی را روایت میکند
برای شناخت نادر خلیلی، فقط نگاه کردن به ساختمانهای او کافی نیست.
باید نوشتههایش را خواند.
یکی از مهمترین آثار او کتاب «تنها دویدن» (Racing Alone) است؛ کتابی که در آن خلیلی بخشی از مسیر زندگی، جستوجوهای فکری و تجربههای معماری خود را روایت میکند.
این کتاب برای شناخت خلیلی اهمیت ویژهای دارد، زیرا نشان میدهد که ایده ابرخشت ناگهان از یک آزمایش ساختمانی به وجود نیامد.
ابرخشت حاصل یک سفر طولانی بود.
سفری از معماری مدرن به معماری بومی.
از شهر به کویر.
از ساختمانهای متعارف به خاک.
و از معماری روی زمین تا رؤیای ساختن خانه در ماه.
چرا نام کتاب «تنها دویدن» است؟
عنوان کتاب، خودش بخشی از داستان خلیلی است.
«تنها دویدن» را میتوان تصویری از مسیر حرفهای او دانست؛ مسیری که در بسیاری از مراحل، برخلاف جریان غالب معماری زمان خودش حرکت کرد.
در دورهای که معماری جهان بیشتر به سمت فناوریهای صنعتی، ساختمانهای بزرگ، مصالح پیشرفته و سازههای پیچیده حرکت میکرد، خلیلی تصمیم گرفت به سراغ خاک، آتش، قوس، طاق و گنبد برود.
او مسیر آسان و معمول معماری را انتخاب نکرد.
به همین دلیل «تنها دویدن» فقط عنوان یک کتاب نیست؛ میتواند نمادی از مسیر شخصی خلیلی باشد.
مسیر معماری که حاضر بود برای پیدا کردن پاسخ، از مسیر معمول فاصله بگیرد.
از آسمانخراش تا خاک
یکی از جذابترین جنبههای زندگی خلیلی، تضاد میان نقطه شروع و نقطهای است که به آن رسید.
او در ابتدا یک معمار مدرن بود.
اما هرچه بیشتر در معماری جستوجو کرد، بیشتر به این نتیجه رسید که شاید پاسخ برخی از مسائل آینده، در گذشته پنهان شده باشد.
او به معماری کویری ایران نگاه کرد.
به ساختمانهایی که با خاک ساخته شده بودند.
به گنبدهایی که بدون فولاد و بتن مدرن سرپا مانده بودند.
به دیوارهایی که با مصالح همان زمین ساخته شده بودند.
و در نهایت این سؤال برایش شکل گرفت:
چرا چیزی که هزاران سال جواب داده است، نباید با فناوری امروز دوباره بررسی شود؟
«تنها دویدن» را میتوان بخشی از روایت همین جستوجو دانست.
«تنها دویدن» و فلسفه معماری خلیلی
خلیلی معماری را فقط بهعنوان ساختن ساختمان نمیدید.
برای او معماری با انسان، طبیعت، معنویت و بقا ارتباط داشت.
این نگاه تا حد زیادی تحت تأثیر ادبیات فارسی و بهخصوص مولانا بود.
به همین دلیل در آثار و نوشتههای او، مرز میان معماری و فلسفه بسیار باریک میشود.
خاک دیگر فقط یک ماده ساختمانی نیست.
آتش فقط ابزار ساخت نیست.
خانه فقط یک فضای فیزیکی نیست.
و معماری فقط مجموعهای از نقشهها و محاسبات نیست.
در نگاه خلیلی، خانه میتواند بخشی از رابطه انسان با زمین باشد.
شاید به همین دلیل است که وقتی درباره معماری او صحبت میکنیم، نمیتوانیم فقط درباره SuperAdobe و تکنیک ساخت صحبت کنیم.
باید درباره فلسفهای که پشت آن قرار دارد نیز حرف بزنیم.
تنهایی خلیلی؛ شکست یا آزادی؟
یکی از جذابترین برداشتها از «تنها دویدن» همین مفهوم «تنهایی» است.
اما تنهایی در اینجا الزاماً به معنای انزوا نیست.
گاهی برای پیدا کردن یک راه جدید، باید مدتی از مسیر اصلی فاصله گرفت.
خلیلی دقیقاً چنین کاری کرد.
او از جریان غالب معماری فاصله گرفت تا سؤالهای دیگری بپرسد:
آیا میتوان خانه را ارزانتر ساخت؟
آیا میتوان از مصالح محلی استفاده کرد؟
آیا مردم میتوانند خودشان خانه بسازند؟
آیا معماری میتواند در برابر بلایای طبیعی پاسخگو باشد؟
آیا میتوان بدون انتقال مصالح سنگین، روی ماه یا مریخ سازه ساخت؟
و در نهایت:
آیا میتوان فناوری آینده را از معماری گذشته یاد گرفت؟
این سؤالها بعدها به بخشی از میراث حرفهای او تبدیل شدند.
از «تنها دویدن» تا SuperAdobe
اگر بخواهیم مسیر فکری خلیلی را در چند مرحله خلاصه کنیم، میتوانیم چنین خطی را ترسیم کنیم:
معماری مدرن
↓
بازگشت به معماری بومی ایران
↓
مطالعه خاک، قوس، طاق و گنبد
↓
Geltaftan؛ معماری خاک و آتش
↓
پژوهش درباره سکونت در فضا
↓
توسعه SuperAdobe
↓
سرپناه اضطراری
↓
Cal-Earth
این مسیر نشان میدهد که SuperAdobe یک اختراع منفرد و جدا از زندگی خلیلی نبود.
بلکه نتیجه سالها تجربه، شکست، مطالعه و جستوجو بود.
به همین دلیل است که برای فهم واقعی ابرخشت، مطالعه زندگی و نوشتههای خلیلی اهمیت دارد.
چرا «تنها دویدن» برای علاقهمندان به ابرخشت مهم است؟
اگر کسی امروز فقط یک تصویر از یک گنبد SuperAdobe ببیند، ممکن است تصور کند با یک تکنیک ساده ساختمانی روبهرو است:
چند ردیف کیسه خاک.
کمی سیم خاردار.
و یک گنبد.
اما پشت این تصویر، دههها جستوجوی فکری وجود دارد.
«تنها دویدن» کمک میکند بفهمیم چرا خلیلی اصلاً به چنین سیستمی فکر کرد.
چرا خاک برای او اهمیت داشت.
چرا گنبد را انتخاب کرد.
چرا به معماری کویری ایران برگشت.
و چرا یک معمار به جای دنبال کردن صرفِ فناوریهای گرانقیمت، به سراغ سادهترین ماده ممکن رفت:
زمین.
شاید مهمترین درس «تنها دویدن»
مهمترین ارزش کتاب شاید این باشد که به ما یادآوری میکند نوآوری همیشه به معنای ساختن چیزی کاملاً جدید نیست.
گاهی نوآوری یعنی چیزی بسیار قدیمی را دوباره ببینیم.
معماری سنتی ایران هزاران سال با خاک کار کرده بود.
گنبدها و طاقها قرنها پیش از ظهور بتن مسلح وجود داشتند.
اما خلیلی تلاش کرد این دانش را دوباره تفسیر کند.
او سنت را کپی نکرد.
آن را دوباره مهندسی کرد.
و همین نقطه، تفاوت میان «بازگشت به سنت» و «نوآوری بر پایه سنت» است.
شاید اگر بخواهیم تمام مسیر نادر خلیلی را در یک جمله خلاصه کنیم، بتوانیم بگوییم:
او برای پیدا کردن معماری آینده، ابتدا به گذشته برگشت.
و «تنها دویدن» یکی از بهترین دریچهها برای فهمیدن این مسیر است.
رابطه نادر خلیلی با مولانا چه بود؟
برای فهم معماری خلیلی، فقط دانستن تکنیک SuperAdobe کافی نیست.
باید فلسفه او را هم شناخت.
خلیلی به شدت تحت تأثیر شعر و اندیشه مولانا بود.
برای او عناصر طبیعت فقط مصالح ساختمانی نبودند.
خاک، آب، هوا و آتش بخشی از یک چرخه بزرگتر بودند.
به همین دلیل معماری او همیشه نوعی ارتباط میان انسان و طبیعت را دنبال میکرد.
Cal-Earth نیز در معرفی بنیانگذار خود تأکید میکند که اندیشههای رومی یکی از منابع الهام اصلی خلیلی بوده است.
در این نگاه، معماری نباید انسان را از طبیعت جدا کند.
باید کاری کند که انسان بتواند با طبیعت زندگی کند.
نادر خلیلی و معماری ایرانی؛ یک برداشت دقیقتر
گاهی درباره نادر خلیلی گفته میشود:
«او معماری ایرانی را به دنیا معرفی کرد.»
این جمله از نظر مفهومی جذاب است، اما اگر بخواهیم دقیق باشیم، باید کمی بهتر آن را بیان کنیم.
خلیلی یک ساختمان سنتی ایرانی را در آمریکا کپی نکرد.
او اصول و منطق معماری خاکی ایران را مطالعه کرد و سپس آنها را با فناوری، مهندسی و نیازهای معاصر ترکیب کرد.
به همین دلیل SuperAdobe را میتوان نوعی ترجمه معاصر از برخی اصول معماری بومی و خاکی ایران دانست.
فرمهای گنبدی و طاقی، استفاده از خاک محلی، سازگاری با اقلیم، ضخامت دیوارها و اتکا به مصالح موجود در محل، همگی با سنتهای دیرینه معماری مناطق خشک ایران ارتباط دارند.
اما چیزی که خلیلی انجام داد، تبدیل این منطق سنتی به یک سیستم ساختمانی جدید بود.
همین نکته، ارزش کار او را بیشتر میکند.
معماری نادر خلیلی؛ از ایران تا آمریکا و دوباره به جهان
مسیر زندگی خلیلی یک مسیر جالب و تقریباً دایرهای بود.
او در ایران متولد شد.
در ایران با ادبیات و معماری آشنا شد.
به خارج از کشور رفت.
معمار مدرن شد.
به ایران بازگشت.
در کویرهای ایران به دنبال پاسخ گشت.
معماری سنتی ایران را مطالعه کرد.
ایدههای خاک و آتش را توسعه داد.
بعد به سراغ معماری فضایی رفت.
با ناسا و مراکز تحقیقاتی آمریکا همکاری کرد.
SuperAdobe را توسعه داد.
Cal-Earth را تأسیس کرد.
و در نهایت راهحل او دوباره در ایران و دیگر نقاط جهان برای ساخت سرپناه مورد استفاده قرار گرفت.
این مسیر شاید بهترین خلاصه از شخصیت حرفهای او باشد:
از ایران شروع شد، به فضا رفت و دوباره به زمین برگشت.
میراث نادر خلیلی امروز کجاست؟
نادر خلیلی در ۵مارس ۲۰۰۸ درگذشت، اما ایدههای او از بین نرفتند.
Cal-Earth همچنان فعالیت میکند و روشهای ساخت SuperAdobe را آموزش میدهد.
سیستم او در پروژههای مختلف، از سرپناه اضطراری گرفته تا پروژههای معماری پایدار، مورد توجه قرار گرفته است.
حتی امروز که بحران مسکن، تغییرات اقلیمی، بلایای طبیعی و جابهجایی اجباری انسانها به مسائل جهانی تبدیل شدهاند، ایدهای که خلیلی دههها قبل مطرح کرد دوباره اهمیت پیدا کرده است:
چطور میتوان با منابع موجود، خانهای ساخت که انسان را از طبیعت جدا نکند؟
Cal-Earth اعلام میکند که SuperAdobe با ترکیب معماری خاکی سنتی و الزامات معاصر توسعه یافته و نمونههای آن تحت آزمایشهای مرتبط با الزامات لرزهای در کالیفرنیا قرار گرفتهاند.
ردپای نادر خلیلی در معماری امروز ایران
شاید جالبترین قسمت داستان این باشد که ایدهای که یک معمار ایرانی دههها پیش توسعه داد، امروز دوباره در پروژههای معماری معاصر ایران دیده میشود.
یکی از شناختهشدهترین نمونهها، مجتمع ماجرا در جزیره هرمز است.
در این پروژه، گروه معماری ZAV از تکنیک SuperAdobe برای ساخت مجموعهای از فرمهای گنبدی استفاده کرد.
این پروژه نشان میدهد که فناوری توسعهیافته توسط خلیلی چگونه میتواند در یک زمینه کاملاً ایرانی، با رنگ، اقلیم، مصالح و فرهنگ محلی ترکیب شود.
حتی در معرفی رسمی پروژه توسط شبکه توسعه آقاخان نیز به این موضوع اشاره شده که گنبدهای پروژه با تکنیک SuperAdobe ساخته شدهاند؛ تکنیکی که نادر خلیلی، معمار ایرانی، آن را در اواخر قرن بیستم توسعه داد.
بنابراین میتوان یک خط فکری جالب را مشاهده کرد:
معماری سنتی ایران → تحقیقات نادر خلیلی → SuperAdobe → معماری معاصر ایران
و این دقیقاً همان چیزی است که اهمیت میراث خلیلی را برای معماری ایران بیشتر میکند.
چرا نادر خلیلی هنوز مهم است؟
شاید اگر خلیلی فقط یک تکنیک ساختمانی اختراع کرده بود، امروز نام او تا این اندازه مهم نبود.
اهمیت واقعی او در نوع نگاهش به معماری بود.
او چند باور بنیادی داشت:
۱. معماری نباید فقط برای ثروتمندان باشد
خانه یک نیاز انسانی است، نه یک کالای لوکس.
۲. مصالح گرانقیمت همیشه بهترین پاسخ نیستند
گاهی بهترین مصالح همان چیزی است که زیر پای ما قرار دارد.
۳. سنت و فناوری دشمن یکدیگر نیستند
میتوان از معماری هزارساله الهام گرفت و آن را با مهندسی مدرن ترکیب کرد.
۴. مردم باید بتوانند در ساخت خانه خودشان مشارکت کنند
معماری نباید کاملاً وابسته به کارخانه، ماشینآلات پیچیده و زنجیره تأمین جهانی باشد.
۵. معماری باید با محیط هماهنگ شود
ساختمان باید از ویژگیهای طبیعت استفاده کند، نه اینکه همیشه در برابر آن بجنگد.
نادر خلیلی چه چیزی به جهان معماری اضافه کرد؟
اگر بخواهیم میراث او را در یک جمله خلاصه کنیم، میتوان گفت:
نادر خلیلی تلاش کرد خاک را از یک مصالح سنتی به یک فناوری معماری معاصر تبدیل کند.
او نشان داد که میتوان از اصولی بسیار قدیمی مانند:
گنبد + طاق + خاک + نیروی فشاری
در کنار عناصر جدیدی مانند:
کیسههای مقاوم + سیم خاردار + مهندسی معاصر
یک سیستم ساختمانی جدید ایجاد کرد.
و شاید مهمتر از همه، او نشان داد که «بازگشت به گذشته» لزوماً به معنای عقبگرد نیست.
گاهی برای ساختن آینده، باید دوباره به چیزهایی نگاه کنیم که فکر میکردیم متعلق به گذشتهاند.
از کویر ایران تا ماه؛ داستانی که هنوز تمام نشده است
داستان نادر خلیلی را میتوان از زاویههای مختلف تعریف کرد.
یک نفر او را مخترع SuperAdobe میبیند.
دیگری او را معمار ایرانی میداند.
برای شخص دیگری، او یک انساندوست بود که به دنبال خانه برای افراد بیپناه میگشت.
برای گروهی دیگر، او معماری بود که حتی به ساخت خانه روی ماه فکر کرد.
اما شاید بهترین توصیف این باشد:
نادر خلیلی معماری بود که حاضر نشد محدودیتهای زمان خودش را بپذیرد.
وقتی دیگران خاک را مصالحی ابتدایی میدیدند، او در خاک آینده را دید.
وقتی معماری مدرن به سمت ساختمانهای بلندتر و پیچیدهتر میرفت، او به روستاهای کویری ایران برگشت.
وقتی مسئله مسکن به یک بحران جهانی تبدیل شد، او به دنبال سیستمی رفت که انسان بتواند با دستان خودش خانه بسازد.
و وقتی به آینده نگاه کرد، حتی ماه و مریخ را نیز از قلم نینداخت.
شاید به همین دلیل است که میراث او هنوز زنده است.
زیرا سؤال اصلی نادر خلیلی هنوز هم سؤال ماست:
اگر روزی همه چیز در اختیارمان نباشد، آیا هنوز میتوانیم برای خودمان خانه بسازیم؟
پاسخ خلیلی ساده بود:
به زمین نگاه کن.
شاید مصالح خانه آینده، از مدتها قبل زیر پای ما بوده است.
جمعبندی
نادر خلیلی، معمار ایرانی-آمریکایی، یکی از چهرههای اثرگذار در توسعه معماری خاکی معاصر بود. او پس از مطالعه معماری بومی و کویری ایران، تلاش کرد اصولی مانند استفاده از خاک محلی، فرمهای گنبدی و طاقی و سازگاری با اقلیم را با فناوری و الزامات معاصر ترکیب کند.
حاصل این جستوجو، توسعه سیستم SuperAdobe بود؛ روشی مبتنی بر کیسههای پرشده از خاک و لایههای تثبیتشده که برای ساخت گنبدها، طاقها و سرپناههای مختلف به کار میرود.
خلیلی در سال ۲۰۰۴ برای Sandbag Shelter Prototypes جایزه آقاخان معماری را دریافت کرد؛ پروژهای که نشان داد معماری خاکی میتواند از مرز یک سنت محلی فراتر رود و به یک راهکار معاصر برای مسئله مسکن تبدیل شود.
میراث او امروز در فعالیتهای Cal-Earth و پروژههایی که از SuperAdobe استفاده میکنند ادامه دارد؛ و شاید یکی از زیباترین بخشهای این میراث آن باشد که یک ایده شکلگرفته از مطالعه معماری خاکی ایران، امروز دوباره در معماری معاصر ایران نیز دیده میشود.
نادر خلیلی فقط با خاک خانه نساخت؛ او نگاه ما به خاک را تغییر داد.
